Von der inneren Freiheit (Erich Fried) در موردِ آزادی درونی

ترجمه های آزاد و برداشتها در موردِ آزادی درونی Erich Fried* (1921-1988) کمر خم کردم تا پوتین های برّاق سیاه اربابمان را ببوسم :آنگاه او گفت !پائینتر وقتی که بیشتر کمر خم کردم در خود احساس کردم بسیار زیبا مقاومتِ ستون مهره هایم را که نمی خواست خمیده باشد شادمان به خزیدن ادامه دادم سپاسگزار …

Von der inneren Freiheit (Erich Fried) در موردِ آزادی درونی weiterlesen

Aufforderung zum Vergessen (Erich Fried) درخواستِ فراموش کردن

ترجمه های آزاد و برداشتها درخواستِ فراموش کردن Erich Fried* (1921-1988) "اگر آنها بالاخّره می خواستند که مطالبات کهنهء خویش را فراموش کنند." یک برهان صهیونیستی احمق نباش باد می گوید دنیا به چرخش خود ادامه می دهد همه چیز خود را دگرگون می سازد گذشته را باید فراموش کرد اگر تو می توانستی مزرعهء …

Aufforderung zum Vergessen (Erich Fried) درخواستِ فراموش کردن weiterlesen

Angst ud Zweifel (Erich Fried) اریش فرید

(ترجمه های آزاد و برداشتها) ترس و شک Erich Fried* (1921-1988) شک نکن به کسی که به تو می گوید او می ترسد امّا بترس از کسی که می گوید او با هیچ شکی آشنا نیست ۞۞۞ Angst und Zweifel Erich Fried* (1921-1988) Zweifle nicht an dem der dir sagt er hat Angst aber hab …

Angst ud Zweifel (Erich Fried) اریش فرید weiterlesen

Volle Entfaltung (Erich Fried) شکوفائی تمام

(ترجمه های آزاد و برداشتها) شکوفائی تمام Erich Fried* (1921-1988) کسانی که زندگی را دوست می دارند اغلب تنها می گویند آنها زنی را دوست می دارند یا دامان او را یا صدای او را یا بویِ خوشِ نانِ تازه پخت را دوست می دارند یا خانه ای قدیمی را یا خورشید را هنگام غروب …

Volle Entfaltung (Erich Fried) شکوفائی تمام weiterlesen

Ein Menschenkenner (Erich Fried) یک انسان شناس

(ترجمه های آزاد و برداشتها) یک انسان شناس Erich Fried* (1921-1988) او می گوید من می توانم تو را بخوانم" "چون کتابی باز و می پندارد که او هر کتابی را که می خواند می تواند هم بفهمد ۞۞۞ Ein Menschenkenner Erich Fried* (1921-1988) Er sagt „Ich kann dich lesen wie ein offenes Buch“ und …

Ein Menschenkenner (Erich Fried) یک انسان شناس weiterlesen

Bevor ich sterbe (Erich Fried) قبل از آن که بمیرم

(ترجمه های آزاد و برداشتها) قبل از آن که بمیرم Erich Fried* (1921-1988) یک بار دیگر سخن گفتن از گرمایِ زندگی :تا همانا برخی بدانند گرم نیست ولی می توانست گرم باشد قبل از آن که بمیرم یک بار دیگر سخن گفتن از عشق :تا همانا برخی بگویند آن وجود داشت آن باید وجود داشته …

Bevor ich sterbe (Erich Fried) قبل از آن که بمیرم weiterlesen

Völlig veraltete Klassenkampftheorie (Erich Fried)نظریهء کاملاً منسوخ مبارزهء طبقاتی

ترجمه های آزاد و برداشتها نظریهء کاملاً منسوخ مبارزهء طبقاتی (Erich Fried; 1921-1988) برای بینوایان چه آرزوئی بایستی داشت در راهِ آینده ای بهتر؟ تنها اینکه همگی در مبارزه علیه متموّلین به همان اندازه ثابت رأی و پیگیر باشند به همان اندازه با تدبیر و به همان اندازه پایدار که متموّلین در مبارزه .علیه بینوایان …

Völlig veraltete Klassenkampftheorie (Erich Fried)نظریهء کاملاً منسوخ مبارزهء طبقاتی weiterlesen

Bericht von den Zunahetretern (Erich Fried) گزارش در مورد بیش از حد نزدیک شوندگان

ترجمه های آزاد و برداشتها گزارش در مورد بیش از حد نزدیک شوندگان اریش فرید (١٣٠٠ - ١٣٦٧) ناحق می تواند خوش خو باشد و اجازه دهد که شگفت زده او را نگریست زمانیکه سیر است گاهی اجازه می دهد که حتی پا روی پایش گذاشت به همین دلیل برخی عجولانه باور کرده اند که …

Bericht von den Zunahetretern (Erich Fried) گزارش در مورد بیش از حد نزدیک شوندگان weiterlesen

Die drei Steine (Erich Fried) سه سنگ

ترجمه های آزاد و برداشتها سه سنگ اریش فرید (١٣٠٠ - ١٣٦٧) :از سه سنگ سؤال می کنم چه مدّتی می توانم هنوز زندگی کنم » « زمانیکه امید از کفم برود؟ :نخستین سنگ میگوید به تعداد ثانیه هائیکه » تو بتوانی نفست را زیر آب نگه داری « به همان تعداد سال :سنگ دوّم …

Die drei Steine (Erich Fried) سه سنگ weiterlesen

Bericht (Erich Fried) گزارش

ترجمه های آزاد و برداشتها گزارش اریش فرید ١٣٠٠ - ١٣٦٧ برای کسانیکه میخواستم بدانها دل و جرأت دهم صدای من تصنّعی و ساختگی می نمود شاید تنها خواسته بودم که به قوی دل کردن خویش برآمده باشم :ادامهء این شرایط دیگر میسّر نبود ترس خویشتن را مشاهده نمودم و مأیوس بودم چرا که نا …

Bericht (Erich Fried) گزارش weiterlesen