Nächtliche Orientierung (Hilde Domin) سمتگیری شبانه

(ترجمه های آزاد و برداشتها) سمتگیری شبانه Hilde Domin* (1909-2006) سرم بسوی جنوب قرار دارد پاهایم بسوی شمال از زمانیکه رفته ام همواره پاهایم بسوی شمال .بسوی تو پیکر من به هنگام خواب سوزن قطب نمائی .که شمال خویش را می جوید ۞۞۞ Nächtliche Orientierung Hilde Domin* (1909-2006) Mein Kopf liegt nach Süden meine Füße …

Nächtliche Orientierung (Hilde Domin) سمتگیری شبانه weiterlesen

Heimkehrer (Hilde Domin) آنها که به خانه بازمیگردند

(ترجمه های آزاد و برداشتها) آنها که به خانه بازمیگردند Hilde Domin* (1909-2006) تمامی خاطرات به سوئی لغزیده بسیار دور بسیار دور فراسوی هدف به دلیلِ اندوه غربت امّا لطافتِ جوانه که بدون آن رشدی نیست پناه و حراستِ .یک دست آن مارپیچ بلند که ما بر روی آن همه چیز را .بسیار دیر فرامی …

Heimkehrer (Hilde Domin) آنها که به خانه بازمیگردند weiterlesen

Andere Geburt (Hilde Domin) تولّدی دیگر

(ترجمه های آزاد و برداشتها) تولّدی دیگر Hilde Domin* (1909-2006) مادر مرگ تو تولّد دوّم ماست عریانتر، عاجزانه تر از نخستین چرا که تو نیستی و ما را در آغوش نمی گیری تا ما را در قبال خودمان .دلداری دهی ۞۞۞ Andere Geburt Hilde Domin* (1909-2006) Mutter dein Tod ist unsere zweite Geburt nackter hilfloser …

Andere Geburt (Hilde Domin) تولّدی دیگر weiterlesen

Hier (Hilde Domin) اینجا

(ترجمه های آزاد و برداشتها) اینجا Hilde Domin* (1909-2006) کودکان ناخواسته کلمات من .از سرما می لرزند بسویم آئید میخواهم شما را بر روی سرانگشتان گرمم بنهم .پروانه ها در زمستان خورشید رنگ پریده چون ماه در اینجا نیز می تابد در این دیاری که ما در آن بیگانه بودن را .تا آخر می چشیم …

Hier (Hilde Domin) اینجا weiterlesen

Antwort (Hilde Domin) پاسخ

(ترجمه های آزاد و برداشتها) پاسخ Hilde Domin* (1909-2006) به گردِ ما تا سقف اتاق گیتی نشسته است سده ها در قفسه ها از تو سؤال می کنم، یا تو می پرسی سده ها گوشها را تیز میکنند حیوانات در سیرک یک اشاره و آنها می جهند فرمانبرانه پاسخ میگویند هر آنچه که زنده بوده …

Antwort (Hilde Domin) پاسخ weiterlesen

Wir nehmen Abschied (Holde Domin) ما بدرود میگوئیم

(ترجمه های آزاد و برداشتها) ما بدرود میگوئیم Hilde Domin* (1909-2006) ما بدرود می گوئیم .از روی اختیار آنچه را که دوست می داریم، می ماند به بزرگیِ عروسکی بر روی باریکه ای از سیمان انگار که ما می توانیم عروسک را .دوباره بدینسان پیدا کنیم ما در خود نگه میداریم اندوه غربتِ از پیِ …

Wir nehmen Abschied (Holde Domin) ما بدرود میگوئیم weiterlesen

Immer kreisen (Hilde Domin) همواره چرخیدن

(ترجمه های آزاد و برداشتها) همواره چرخیدن Hilde Domin* (1909-2006) همواره چرخ می زنند سوار بر بادِ خنکتر عاجزانه کلمات من چرخ می زنند با پرهای اندوه غربت بی آشیانه روزگاری به سوی لبخندی روان هیچ کس زندگانی را به تنهائی بر دوش نمیکشد .چرخان و چرخان ۞۞۞ Immer kreisen Hilde Domin* (1909-2006) Immer kreisen …

Immer kreisen (Hilde Domin) همواره چرخیدن weiterlesen

Von uns (Hilde Domin) از ما

(ترجمه های آزاد و برداشتها) از ما Hilde Domin* (1909-2006) (١) .در اعصار آتی در بارهء ما خواهند خواند هیچگاه من نمی خواستم که در اعصار آتی .ترحّم بچّه های دبستانی را برانگیزم هیچگاه بدین طریق .در دفترِ مدرسه ای وجود داشته باشم ما، محکوم به دانستن .و اقدام نکردن گرد و غبار ما .دیگر …

Von uns (Hilde Domin) از ما weiterlesen

Frage (Hilde Domin) پرسش

(ترجمه های آزاد و برداشتها) پرسش Hilde Domin* (1909-2006) اگر پرنده به ماهی تبدیل شود این بخشِ کوچک تو که همواره اوج میگرفت اگر آن خاموش و بیزبان در جهان بدون دست و بدون بال فرانگیرد که ماهی باشد در میان ماهیها؟ ۞۞۞ Frage Hilde Domin* (1909-2006) Wenn der Vogel ein Fisch wird dieser kleine …

Frage (Hilde Domin) پرسش weiterlesen