Nächtliche Orientierung (Hilde Domin) سمتگیری شبانه

(ترجمه های آزاد و برداشتها)

سمتگیری شبانه
Hilde Domin* (1909-2006)

سرم بسوی جنوب قرار دارد
پاهایم بسوی شمال
از زمانیکه رفته ام
همواره پاهایم بسوی شمال
.بسوی تو
پیکر من
به هنگام خواب سوزن قطب نمائی
.که شمال خویش را می جوید

۞۞۞

Nächtliche Orientierung
Hilde Domin* (1909-2006)

Mein Kopf liegt nach Süden
meine Füße nach Norden
seit ich fort bin
immer meine Füße nach Norden
zu dir.
Mein Körper
im Schlaf eine Kompaßnadel
die ihren Nord sucht.

۞۞۞

*
http://de.wikipedia.org/wiki/Hilde_Domin
http://en.wikipedia.org/wiki/Hilde_Domin

۞۞۞

 

نسخه برای چاپ Druckversion:

Nächtliche Orientierung

Heimkehrer (Hilde Domin) آنها که به خانه بازمیگردند


(ترجمه های آزاد و برداشتها)

آنها که به خانه بازمیگردند
Hilde Domin* (1909-2006)

تمامی خاطرات به سوئی لغزیده
بسیار دور
بسیار دور فراسوی هدف
به دلیلِ اندوه غربت

امّا لطافتِ
جوانه
که بدون آن رشدی نیست
پناه و حراستِ
.یک دست

آن مارپیچ بلند
که ما بر روی آن
همه چیز را
.بسیار دیر فرامی گیریم

۞۞۞

Heimkehrer
Hilde Domin* (1909-2006)

Alle Erinnerungen weggeglitten
zu weit
zu weit über das Ziel
vor Heimweh.

Aber die Zärtlichkeit
eines Keimblatts
ohne die kein Wachstum ist
der Schutz
einer Hand.

Die hohe Spirale
auf der wir
alles
viel zu spät lernen.

۞۞۞

*
http://de.wikipedia.org/wiki/Hilde_Domin
http://en.wikipedia.org/wiki/Hilde_Domin

۞۞۞

 

نسخه برای چاپ Druckversion:

Heimkehrer

Andere Geburt (Hilde Domin) تولّدی دیگر

(ترجمه های آزاد و برداشتها)


تولّدی دیگر
Hilde Domin* (1909-2006)

مادر مرگ تو
تولّد دوّم ماست
عریانتر، عاجزانه تر
از نخستین

چرا که تو نیستی
و ما را در آغوش نمی گیری
تا ما را در قبال خودمان
.دلداری دهی

۞۞۞

Andere Geburt
Hilde Domin* (1909-2006)

Mutter dein Tod
ist unsere zweite Geburt
nackter hilfloser
als die erste

Weil du nicht da bist
und uns nicht in den Arm nimmst
um uns vor uns selber
zu trösten.

۞۞۞

*
http://de.wikipedia.org/wiki/Hilde_Domin
http://en.wikipedia.org/wiki/Hilde_Domin

۞۞۞

۞

نسخه برای چاپ Druckversion:

Andere Geburt

Hier (Hilde Domin) اینجا

(ترجمه های آزاد و برداشتها)

اینجا
Hilde Domin* (1909-2006)

کودکان ناخواسته
کلمات من
.از سرما می لرزند

بسویم آئید
میخواهم شما را
بر روی سرانگشتان گرمم
بنهم
.پروانه ها در زمستان

خورشید
رنگ پریده چون ماه
در اینجا نیز می تابد
در این دیاری که
ما در آن بیگانه بودن را
.تا آخر می چشیم

۞۞۞

Hier
Hilde Domin* (1909-2006)

Ungewünschte Kinder
meine Worte
frieren.
Kommt
ich will euch
auf meine warmen
Fingerspitzen
setzen
Schmetterlinge im Winter.

Die Sonne
blaß wie ein Mond
scheint auch hier
in diesem Land
wo wir das Fremdsein
zu Ende kosten.

۞۞۞

*
http://de.wikipedia.org/wiki/Hilde_Domin
http://en.wikipedia.org/wiki/Hilde_Domin

۞۞۞

 

نسخه برای چاپ Druckversion:

Hier

Antwort (Hilde Domin) پاسخ


(ترجمه های آزاد و برداشتها)


پاسخ

Hilde Domin* (1909-2006)

به گردِ ما تا سقف اتاق
گیتی نشسته است
سده ها در قفسه ها
از تو سؤال می کنم، یا تو می پرسی
سده ها گوشها را تیز میکنند
حیوانات در سیرک
یک اشاره و آنها می جهند
فرمانبرانه پاسخ میگویند
هر آنچه که زنده بوده است
آنچه که زندگی خواهد کرد
به تو پاسخ می دهد
تو به من جواب می دهی
دور تا دور به ما سر تکان می دهند
چون که تو هستی
و همه را می شناسی
آنجاهیچ کسی که زمانی زندگی کرده، مرده نیست
تا زمانی که تو در کنارم هستی

۞۞۞

Antwort
Hilde Domin* (1909-2006)

Um uns bis an die Zimmerdecke
sitzt die Welt
die Jahrhunderte auf den Regalen
ich frage dich oder du fragst
die Jahrhunderte spitzen die Ohren
Tiere im Zirkus
Ein Wink und sie springen
gehorsam geben sie Antwort
Alles was gelebt hat
was leben wird
antwortet dir
du antwortest mir
ringsum nicken sie uns zu
weil du da bist
und alle kennst
da ist keiner tot der gelebt hat
solange du bei mir bist

۞۞۞

*
http://de.wikipedia.org/wiki/Hilde_Domin
http://en.wikipedia.org/wiki/Hilde_Domin

۞۞۞

 

نسخه برای چاپ Druckversion:

Antwort

Wir nehmen Abschied (Holde Domin) ما بدرود میگوئیم

(ترجمه های آزاد و برداشتها)

ما بدرود میگوئیم
Hilde Domin* (1909-2006)

ما بدرود می گوئیم
.از روی اختیار
آنچه را که دوست می داریم، می ماند
به بزرگیِ عروسکی
بر روی باریکه ای از سیمان
انگار که ما می توانیم
عروسک را
.دوباره بدینسان پیدا کنیم

ما در خود نگه میداریم
اندوه غربتِ از پیِ بدرود را
مدّتها
.بعد از بازگشت

۞۞۞

Wir nehmen Abschied
Hilde Domin* (1909-2006)

Wir nehmen Abschied
freiwillig.
Was wir lieben bleibt
puppengroß
auf einem Streifen Zement
als könnten wir
die Puppe
so wiederfinden.

Wir behalten das
Heimweh nach dem Abschied
lange
nach der Rückkehr.

۞۞۞

*
http://de.wikipedia.org/wiki/Hilde_Domin
http://en.wikipedia.org/wiki/Hilde_Domin

۞۞۞

 

نسخه برای چاپ Druckversion:

Wir nehmen Abschied

Immer kreisen (Hilde Domin) همواره چرخیدن

(ترجمه های آزاد و برداشتها)

همواره چرخیدن
Hilde Domin* (1909-2006)

همواره چرخ می زنند
سوار بر بادِ خنکتر
عاجزانه

کلمات من چرخ می زنند
با پرهای اندوه غربت
بی آشیانه

روزگاری به سوی لبخندی روان
هیچ کس زندگانی را به تنهائی بر دوش نمیکشد
.چرخان و چرخان

۞۞۞

Immer kreisen
Hilde Domin* (1909-2006)

Immer kreisen
auf dem kühleren Wind
hilflos

kreisen meine Worte
heimwehgefiedert
nestlos

einst einem Lächeln entgegen
keiner trägt das Leben allein
kreisend und kreisend.

۞۞۞

*
http://de.wikipedia.org/wiki/Hilde_Domin
http://en.wikipedia.org/wiki/Hilde_Domin

۞۞۞

 

نسخه برای چاپ Druckversion:

Immer kreisen

Von uns (Hilde Domin) از ما


(ترجمه های آزاد و برداشتها)

از ما
Hilde Domin* (1909-2006)

(١)

.در اعصار آتی در بارهء ما خواهند خواند

هیچگاه من نمی خواستم که در اعصار آتی
.ترحّم بچّه های دبستانی را برانگیزم
هیچگاه بدین طریق
.در دفترِ مدرسه ای وجود داشته باشم

ما، محکوم به
دانستن
.و اقدام نکردن

گرد و غبار ما
.دیگر هرگز به خاک تبدیل نخواهد شد

۞۞۞

(٢)

در روزگارانی که هنوز خواهند آمد
.در بارهء ما خواهند خواند

هیچگاه نمی خواستم که در اعصار آتی
.ترحّم بچّه های دبستانی را برانگیزم
هیچگاه نمی خواستم
که بدینسان
.در دفترِ مشقی وجود داشته باشم

ما، محکومیم
که بدانیم
.و اقدامی نکنیم

گرد و غبار ما
.دیگر هرگز به خاک تبدیل نخواهد شد

۞۞۞

Von uns
Hilde Domin* (1909-2006)

Man wird in späteren Zeiten von uns lesen.

Nie wollte ich in späteren Zeiten
das Mitleid der Schulkinder erwecken.
Nie auf diese Art
in einem Schulheft stehn.

Wir, verurteilt
zu wissen
und nicht zu handeln.

Unser Staub
wird nie mehr Erde.

۞۞۞

*
http://de.wikipedia.org/wiki/Hilde_Domin
http://en.wikipedia.org/wiki/Hilde_Domin

۞۞۞

 

نسخه برای چاپ Druckversion:

Von uns

Frage (Hilde Domin) پرسش

(ترجمه های آزاد و برداشتها)

پرسش
Hilde Domin* (1909-2006)

اگر پرنده به ماهی تبدیل شود
این بخشِ کوچک تو
که همواره اوج میگرفت

اگر آن خاموش و بیزبان

در جهان بدون دست و بدون بال
فرانگیرد
که ماهی باشد در میان ماهیها؟

۞۞۞

Frage
Hilde Domin* (1909-2006)

Wenn der Vogel ein Fisch wird
dieser kleine Teil von dir
der immer aufstieg

wenn er stumm

in händeloser flügelloser Welt
nicht lernt
Fisch unter Fischen zu sein?

۞۞۞

* http://de.wikipedia.org/wiki/Hilde_Domin
http://en.wikipedia.org/wiki/Hilde_Domin

۞۞۞

 

نسخه برای چاپ Druckversion:

Frage

Katalog (Hilde Domin) کتابِ فهرست


(ترجمه های آزاد و برداشتها)

کتابِ فهرست
Hilde Domin* (1909-2006)

قلب، یک حلزون
با یک خانه
.شاخک ها را جمع می کند

.قلب، یک جوجه تیغی

قلب، یک جغد
در روشنائی
.پلک زنان

.قلب، مرغ مهاجر، تغییر دهندهء اقلیم

قلب، یک گلوله
مضروب
یک سانتی متر چرخان

.قلب، دانهء شن

قلب، پرتاب کنندهء بزرگِ
.همهء گلوله ها

۞۞۞

Katalog
Hilde Domin* (1909-2006)

Das Herz eine Schnecke
mit einem Haus
zieht die Hörner ein.

Das Herz ein Igel.

Das Herz eine Eule
bei Licht
mit den Augen klappernd.

Zugvogel Klimawechsler Herz.

Das Herz eine Kugel
gestoßen
einen Zentimeter rollend

Sandkorn Herz.

Das Herz der große
Werfer
aller Kugeln.

۞۞۞

*
http://de.wikipedia.org/wiki/Hilde_Domin
http://en.wikipedia.org/wiki/Hilde_Domin

۞۞۞

 

نسخه برای چاپ Druckversion:

Katalog