جانِ جانان

جانِ جانان

 

برفِ نو

نرم نرمک

پخش کرده پرسخاوت

جلوهء جادوئی خود را

تا افق پیدا شده

 دریای سپیدِ روشنائی ها

پرپر قلبت در این آرامشِ پویا

در شیارِ خاطرم جان آفرین جاریست

۞۞۞

Rotenburg an der Fulda

دوازدهم آذر ماه هزار و سیصد و نود و شش

۞۞۞

نسخه برای چاپ

04122017

بزم رنگ ها

بزم رنگ ها

 

باز رقصِ برگ ریزان و بزمِ پاییز است

گشته ام از شرابِ نور و رنگ سرمست

باد پیچیده نرم موج موج در برکهء برگ

برگ مدهوشِ رموزِ مقصدِ خویش است

فصل های حیات گشتند به نوبت خویش

سرخوشم که عهد دیرینه نشکست

نقطه نقطه نقش گرفت دفترِ شعرم

کلکِ کار و مهر و دانش بهین در دست

۞۞۞

Berlin

 بیست و ششم مهر ماه هزار و سیصد و نود و شش

۞۞۞

نسخه برای چاپ

18102017

برخیز تا گشاییم

برخیز تا گشاییم

اشکِ شوقِ یاوری بامداد

بوسه در کامِ دریا نهاد

حلقه حلقه موجِ التهاب

نرم نرمک لغزید بر سطحِ آب

مرغکی به ساحل خوش خبر

سویِ سرایم زد بال و پر

پوینده پیامش چون رسید

سازنده خورشید باز بردمید

۞۞۞

Rotenburg an der Fulda

هشتم مهر ماه هزار و سیصد و نود و شش

۞۞۞

نسخه برای چاپ

30092017

پاییز زرریز

پاییز زرریز

 

مِهِ پاییزی پرده فکندَست بر روی زمین

خوش خوشک جعبهء جادوش گشاید، گویا، رنگین

زرد و سبز و سرخ درختان و صد رنگ دگر

شخم تازه نقش کشیده زایا، پویا سرتاسر

مشت پر می کنم از خاک و سرمست نهم بر بینی

درس ها آموزم از خاک معطّر در سِربینی

مردمان نه همه در خواب و مرغکان را راهی دور

می دود نرم نفحهء زایش در این بیشهء نور

۞۞۞

Bad Zwesten

 هفتم مهر ماه هزار و سیصد و نود و شش

۞۞۞

نسخه برای چاپ

29092017

گذار

گذار

در نگاه گرم و دلگشای تو

پشت لبخند مهربان و گره گشای تو

اندوه و ماتمی مرا نشسته روبرو

با من سخن بگو

توصیف و تبیین درد

گامِ نخستینِ گذار می شود

۞۞۞

Rotenburg an der Fulda

 بیست و چهارم شهریور ماه هزار و سیصد و نود و شش

۞۞۞

نسخه برای چاپ

گذار

 

خاکی

خاکی

 

برای گلِ نار      

نگه بکن به این زمین

بین چگونه پاکباز

برای سبزه و گل و گیاه

به ارمغان می آورد

هرآنچه در وجود اوست

زمین صفت بمان عزیز

حیات پرور و شریف

تمامی فصول خویش

۞۞۞

 

Rotenburg an der Fulda

 دوازدهم شهریور ماه هزار و سیصد و نود و شش

۞۞۞

نسخه برای چاپ

02092017

با دم موشی در دیدار

با دم موشی در دیدار

  

هزاران گل ظریف زیور شاخسار و داستان تو

یک شاخهء تو آرمیده درخشان در دستان من

زنبوری مشتاق و کوشا خرامیده در دامان تو

عطر کندوی کار پیچیده در آسمان آرمان من

۞۞۞

Bad Zwesten

دهم مردادماه هزار و سیصد و نود و شش

۞۞۞

نسخه برای چاپ

05082017

 

 

بوسهء روز نو

بوسهء روز نو

   

خندهء خورشید خرامیده باز در افلاک

جنگل از گردهء خواب، خوش خوشک شده پاک

سرخوش از ناب شعرِ ابرِ حاملِ باران

می شوم شاد گلِ پیچک و ریشهء تاک

۞۞۞

 

Rotenburg an der Fulda

یازدهم تیرماه هزار و سیصد و نود و شش

۞۞۞

نسخه برای چاپ

07072017

 

 

 

 

خوشبختی جامع

خوشبختی جامع

   

گفتا که خوشبختی شوی، گر در عمل شرطی شود

از داد و درمان کم سخن، تا منظرت گلشن شود

گفتم که ننگ است این مرا، زندان تنگ است این مرا

دور از وداد و آگهی شیرینترین، زهرم شود

۞۞۞

Rotenburg an der Fulda

دوّم تیرماه هزار و سیصد و نود و شش

۞۞۞

نسخه برای چاپ

24062017