Heim(at) سرا / زادبوم


für Barbara F.-K.


Auf den Flügeln der Erinnerung
kehre ich zurück
zur Ankunft
in diesem
einst so fremden Land.

Kostbar und unvergänglich
sind die Düfte
wunderbarer Wesen,
die selbstlos
eine Bleibe schenken,
Halt und Wärme.

۞۞۞

.برای باربارا ف.ک

با بالهای خاطره
بر می گردم
به بدو ورودم بدین کشور
.که زمانی بس غریب می نمود

گرانمایه و پایدار
رایحهء موجوداتِ والائی ست
که فداکارانه
مسکنی ارزانی می دارند و
.مأوا و گرما

۞۞۞

Rotenburg an der Fulda
یازدهم بهمن ماه هزار و سیصد و نود و دو

نسخه برای چاپ Druckversion: Heimat

بوسهء برف

برای سوسن و امیر جمشید

سبکپا، نرم و نورانی
فرو می آئی امشب
!پولکِ سرما
زمین نو پیرهن پوشیده
.خواهد خفت
.زمان آبستن رؤیا

سحر سارَم
صد ناز
: نغعه خواهد خواند
!سپیدی سفره ام برچید“
„برایم دانه می ریزی؟
: به بوسه گویمش بشّاش
بر این خوانم“
. تو مهمانِ خوشخوان باش
!سپیدی خشک و تر دارد
„!دلم بر تو نظر دارد

و کاجِ کج کُلَه سرمست
:خواهد خبر آورد
جهانی پرنیان پوشیده“
.خود آراست
درون ساقه ها و شاخه ها
.غوغاست
ز لطفِ برفِ زاینده
زبورِ زندگی
„! باز و پابرجاست
!به بوسه گویمش: „جانا
!چنین بود و چنین بادا
!سپیدی خشک و تر دارد
„!دلم بر تو نظر دارد

و آن یارِ دل بیدارِ پُرکارم
:خواهد گفت
به اشکِ شوق و“
هُرمِ وجد پروردیم
درون سینه سودائی
.پرندینه، پاک و پالنده
جهان آباد می خواهد
.بدون وهم و ترس و قتل و قربانی
!سپیدی سفره ای چیده
„!بیا بزمی برانگیزیم
!به بوسه گویمش: „برپا
درون آتش، برون سرما؟
!سپیدی خشک و تر دارد
„!دلم بر تو نظر دارد

سبکپا، نرم و نورانی
فرو می آئی امشب
!پولکِ سرما
زمین نو پیرهن پوشیده
.خواهد خفت
.زمان آبستن رؤیا

۞۞۞

Rotenburg an der Fulda
هشتم بهمن ماه هزار و سیصد و نود و دو

۞۞۞

نسخه برای چاپ

بوسه برف

Schöner (Hilde Domin) زیباتر

(ترجمه های آزاد و برداشتها)

زیباتر
Hilde Domin* (1909-2006)

.سروده های خوشبختی زیباترند

به همان گونه که شکوفه زیباتر از ساقه ایست
که آن را البتّه نمو می دهد
.سروده های خوشبختی زیباترند

به همان گونه که پرنده زیباتر از تخم است
به همان گونه که زیباست زمانی که روشنائی سر می زند
.خوشبختی زیباتر است

و سروده هائی زیباترند
.که من آنها را نخواهم نگاشت

۞۞۞

Schöner
Hilde Domin* (1909-2006)

Schöner sind die Gedichte des Glücks.

Wie die Blüte schöner ist als der Stengel
der sie doch treibt
sind schöner die Gedichte des Glücks.

Wie der Vogel schöner ist als das Ei
wie es schön ist wenn Licht wird
ist schöner das Glück.

Und sind schöner die Gedichte
die ich nicht schreiben werde.

۞۞۞
*
http://de.wikipedia.org/wiki/Hilde_Domin
http://en.wikipedia.org/wiki/Hilde_Domin

۞۞۞

نسخه برای چاپ Druckversion: schöner

Rückwanderung (Hilde Domin) قهقرا


(ترجمه های آزاد و برداشتها)

قهقرا
Hilde Domin* (1909-2006)

هم اکنون از یاد میبرم
ارزش
یک قوطی کنسرو
.خالی را

به تازگی آموخته ام
که یک قوطی حلبی را بدور اندازم
که با آن دوستم رامونا
به مهمان
که با آن دوستم رامونا
به من
آب می دهد
از کوزهء بزرگ سفالینی که
در گوشهء آلونک ها قرار دارد
آنزمانی که تشنه ام
.در حاشیهء گیتی

هم اکنون نزد شما می آموزم
که ارزش
یک قوطی حلبی خالی را
.از یاد ببرم

۞۞۞

Rückwanderung
Hilde Domin* (1909-2006)

Gerade verlern ich
den Wert
der leeren
Konservendose.

Gerade habe ich gelernt
eine Blechdose fortzuwerfen
mit der meine Freundin Ramona
dem Gast
mit der meine Freundin Ramona
mir
das Wasser schöpft
aus dem großen irdenen Krug
in der Ecke der Hütten
wenn mich dürstet
am Rande der Welt.

Gerade lerne ich bei euch
den Wert einer leeren
Blechdose
zu vergessen.

۞۞۞
*
http://de.wikipedia.org/wiki/Hilde_Domin
http://en.wikipedia.org/wiki/Hilde_Domin

۞۞۞

نسخه برای چاپ Druckversion: Rückwanderung

Kampf (Bertolt Brecht) مبارزه


(ترجمه های آزاد و برداشتها)

مبارزه
Bertolt Brecht

.افرادِ زبون مبارزه نمی کنند
.کسانی که توان بیشتری دارند شاید یک ساعت مبارزه می کنند
.آنهائی که از این هم نیرومندترند سالهای زیادی مبارزه می کنند
.امّا توانمندترین ها تمام عمرشان مبارزه می کنند
.اینان ضروریند

۞۞۞

Bertolt Brecht

Die Schwachen kämpfen nicht.
Die Stärkeren kämpfen vielleicht eine Stunde lang.
Die noch stärker sind, kämpfen viele Jahre.
Aber die Stärksten kämpfen ihr Leben lang.
Diese sind unentbehrlich.

۞۞۞

نسخه برای چاپ Druckversion: Kampf

Gleichgewicht (Hilde Domin ) توازن


(ترجمه های آزاد و برداشتها)

۞۞۞

توازن
Hilde Domin* (1909-2006)

ما گام برمیداریم
هر کدام به تنهائی
در راهی باریک
بر فراز سرهای مردگان
– تقریباً بدون ترس –
با ضرباهنگ قلبمان
گوئی که در امان باشیم
تا زمانی که عشق
.گرفتار وقفه نشود

بدینسان ما گام برمیداریم
در میان پروانه ها و پرندگان
در توازنی اعجاب انگیز
بسوی فردائی از تاجِ درختان
-سبز، طلائی و آبی-
و بسوی بیداری
.چشمانِ موردِ مهر

۞۞۞

Gleichgewicht
Hilde Domin* (1909-2006)

Wir gehen
jeder für sich
den schmalen Weg
über den Köpfen der Toten
– fast ohne Angst –
im Takt unseres Herzens,
als seien wir beschützt,
solange die Liebe
nicht aussetzt.

So gehen wir
zwischen Schmetterlingen und Vögeln
in staunendem Gleichgewicht
zu einem Morgen von Baumwipfeln
– grün, gold und blau –
und zu dem Erwachen
der geliebten Augen.

۞۞۞
*
http://de.wikipedia.org/wiki/Hilde_Domin
http://en.wikipedia.org/wiki/Hilde_Domin

۞۞۞

نسخه برای چاپ Druckversion: Gleichgewicht

Wo kämen wir hin (Kurt Marti) به کجا می رسیدیم

(ترجمه های آزاد و برداشتها)

به کجا می رسیدیم
Kurt Marti *

۞۞۞

(١)

به کجا می رسیدیم
اگر همه می گفتند که
„به کجا می رسیدیم“
و هیچ کس نمی رفت
تا باری ببیند
که آدمی به کجا می رسید
.اگر می رفت

۞۞۞

(٢)

عاقبت و آخرت ما به کجا می انجامید
اگر همه نغمه ساز میکردند که
»عاقبت و آخرت ما به کجا می انجامید«
و کسی بر نمی خاست و گام پیش نمی نهاد
تا برای یکبار هم که شده دریابد
که به کجا می رسیدیم
.اگر قدم رنجه میکردیم

۞۞۞

Wo kämen wir hin,
wenn alle sagten,
wo kämen wir hin,
und niemand ginge,
um einmal zu schauen,
wohin man käme,
wenn man ginge.

۞۞۞

Wo chiemte mer hi
wenn alli seite
wo chiemte mer hi
und niemer giengti
fur einisch z’luege
wohi dass me chiem
we me gieng.

۞۞۞

*
http://de.wikipedia.org/wiki/Kurt_Marti
http://en.wikipedia.org/wiki/Kurt_Marti

۞۞۞

نسخه برای چاپ Druckversion: wo kämen wir hin

Worte (Hilde Domin) کلمات

(ترجمه های آزاد و برداشتها)

کلمات
Hilde Domin* (1909-2006)

۞۞۞

(١)

کلمات انارهای رسیده ای هستند
که روی زمین می افتند
.و خود را میگشایند
،آنچه که در درون است بیرون ریخته میشود
میوه راز خود را آشکار می سازد
،و دانه اش را نشان می دهد
.رازی نوین را

۞۞۞

(٢)

کلمات انارهای رسیده را مانند
که بر زمین فرو می افتند
.و خود را میگشایند
.آنچه که در درون است بیرون ریخته میشود
میوه راز خود را فاش میگوید
و دانه ها را عیان میسازد
.که خود رازی نوینند

۞۞۞

Worte
Hilde Domin* (1909-2006)

Worte sind reife Granatäpfel,
sie fallen zur Erde
und öffnen sich.
Es wird alles Innre nach außen gekehrt,
die Frucht stellt ihr Geheimnis bloß
und zeigt ihren Samen,
ein neues Geheimnis.
۞۞۞
*
http://de.wikipedia.org/wiki/Hilde_Domin
http://en.wikipedia.org/wiki/Hilde_Domin

۞۞۞

نسخه برای چاپ Druckversion: Worte

April (Hilde Domin) آوریل

(ترجمه های آزاد و برداشتها)

۞۞۞

آوریل
Hilde Domin* (1909-2006)

(١)

گیتی خوش
.بوی دیروز را می دهد
.عطرها ماندگارند

.تو پنجره را میگشائی
تمامی بهاران
.با آن پا بدرون میگذارند

بهاری که فراتر از
.برگهای سبز است
.بوسه ای همهء بوسه ها را در بر دارد

بر فراز شهر
همواره این سپهرِ رخشانِ صاف است
.که خیابانها بدان می ریزند

تو میدانی که زمستان
و درد
.چیزی نیستند که مرگ ببار آورند

هوا امروز خوش
– بوی دیروز را می دهد
.که خوش عطرِ امروز را داشت

۞۞۞

(٢)

گیتی
.بوی خوش دیروز را می دهد
.عطرها ماندگارند

.تو پنجره را میگشائی
تمامی بهاران
،با بهار وارد می شوند
بهاری که فراتر از
،برگهای سبز است
به سانِ بوسه ای که
.همهء بوسه ها را در بطن خود دارد

همواره این آسمان درخشان صاف
،بر فراز شهر برپاست
.آسمانی که جادّه ها بدان می ریزند

تو میدانی که زمستان
و درد
.چیزی نیستند که نیستی ببار آورند

هوا امروز
،بوی خوشِ دیروز را می دهد
دیروزی که
.بوی خوشِ امروز را می داد

۞۞۞

April
Hilde Domin* (1909-2006)

Die Welt riecht süß
nach Gestern.
Düfte sind dauerhaft.

Du öffnest das Fenster.
Alle Frühlinge
kommen herein mit diesem.

Frühling der mehr ist
als grüne Blätter.
Ein Kuss birgt alle Küsse.

Immer dieser glänzende glatte
Himmel über der Stadt,
in den die Straßen fließen.

Du weißt, der Winter
und der Schmerz
sind nichts, was umbringt.

Die Luft riecht heute süß
nach Gestern –
das süß nach Heute roch.

۞۞۞
*
http://de.wikipedia.org/wiki/Hilde_Domin
http://en.wikipedia.org/wiki/Hilde_Domin

۞۞۞

نسخه برای چاپ Druckversion: April

Linguistik (Hilde Domin) علم زبان

(ترجمه های آزاد و برداشتها)

۞۞۞

علم زبان
Hilde Domin* (1909-2006)

.تو باید با درختِ میوه گفتگو کنی

زبان تازه ای را ابداع کن
زبان شکوفه های گیلاس
کلمات شکوفه های سیب
کلمات صورتی و سپید
که باد آنها را
بی صدا
.با خود می برد

رازت را برای درخت میوه بازگو
.زمانی که ناروائی درحقّت صورت میگیرد

بیاموز که خاموشی گزینی
به زبان صورتی
. و سپید

۞۞۞

Linguistik
Hilde Domin* (1909-2006)

Du musst mit dem Obstbaum reden.

Erfinde eine neue Sprache,
die Kirschblütensprache,
Apfelblütenworte,
rosa und weiße Worte,
die der Wind
lautlos
davonträgt.

Vertraue dich dem Obstbaum an,
wenn dir ein Unrecht geschient.

Lerne zu schweigen
in der rosa
und weißen Sprache.

۞۞۞
*
http://de.wikipedia.org/wiki/Hilde_Domin
http://en.wikipedia.org/wiki/Hilde_Domin

۞۞۞

نسخه برای چاپ Druckversion: Linguistik