Der Baum blüht trotzdem (Hilde Domin) درخت با وجود این به شکوفه می نشیند

ترجمه های آزاد و برداشتها

درخت با وجود این به شکوفه می نشیند
Hilde Domin* (1909-2006)

درخت با وجود این به شکوفه می نشیند
درختان همیشه
حتّی به گاه اعدام شکوفه کرده اند

شکوفه های گیلاس و
پروانه ها را
باد
به سوی بسترِ محکوم هم می راند

آنها به راه خود ادامه می دهند
شکوفه ها در دست
بدون آنکه سر برگردانند
در صفوفی نورانی

کسی به تو چیزی می گوید
شاید هم می پنداری
که او سخن می گوید
در آنِ گذشتن

چرا که چنین سکوتی جاریست

۞۞۞

Der Baum blüht trotzdem

Hilde Domin* (1909-2006)

Der Baum blüht trotzdem
Immer haben die Bäume
auch zur Hinrichtung geblüht

Kirschenblüten und
Schmetterlinge
treibt der Wind
auch dem Verurteilten ins
Bett

Sie gehen weiter
Blütenhalter
ohne den Kopf zu wenden
die hellen Reihen

Mancher sagt ein Wort zu dir
oder du glaubst, dass er spricht
im Vorbeigehen

Weil es so still ist

۞۞۞

*
http://de.wikipedia.org/wiki/Hilde_Domin
http://en.wikipedia.org/wiki/Hilde_Domin

۞۞۞

نسخه برای چاپ Druckversion: Der Baum blüht trotzdem

Gegengewicht (Hilde Domin) وزنهء مقابل

ترجمه های آزاد و برداشتها


وزنهء مقابل
Hilde Domin* (1909-2006)

چگونه می توانم
در آبی ترین لباسِ خود
حتّی اگر همهء شاخه های شکوفنده
و همهء بلبلها را به یاری بطلبم

چگونه می توانم با خنده و یا با اشک
توازن را برقرار دارم
با کفهء دیگرِ ترازو
که گیتی در آن قرار دارد

فندقی از سرب؟

۞۞۞

Gegengewicht
Hilde Domin* (1909-2006)

Wie kann ich
in meinem blauesten Kleid
und riefe ich alle die blühenden Zweige
und alle Nachtigallen zu Hilfe

wie kann ich mit Lachen oder mit Tränen
das Gleichgewicht halten
der anderen Schale
in der die Welt liegt

eine Nuss aus Blei.

۞۞۞

*
http://de.wikipedia.org/wiki/Hilde_Domin
http://en.wikipedia.org/wiki/Hilde_Domin

Völlig veraltete Klassenkampftheorie (Erich Fried)نظریهء کاملاً منسوخ مبارزهء طبقاتی

ترجمه های آزاد و برداشتها

نظریهء کاملاً منسوخ مبارزهء طبقاتی

(Erich Fried; 1921-1988)

برای بینوایان چه آرزوئی بایستی داشت
در راهِ آینده ای بهتر؟

تنها اینکه همگی در مبارزه علیه متموّلین
به همان اندازه ثابت رأی و پیگیر باشند
به همان اندازه با تدبیر
و به همان اندازه پایدار که متموّلین در مبارزه
.علیه بینوایان هستند

 

۞۞۞


Völlig veraltete Klassenkampftheorie
(Erich Fried; 1921-1988)

Was den Armen zu wünschen wäre
für eine bessere Zukunft?

Nur dass sie alle im Kampf gegen die Reichen
so unbeirrt sein sollen
so findig
und so beständig wie die Reichen im Kampf
gegen die Armen sind.

۞۞۞

نسخه برای چاپ Druckversion: Klassenkampftheorie

حکایت

درد ما
شاید
سرچشمه اش ترس از انجامِ ماست
قصّه ها سرمی کنیم حیران
با راز، دراز و پرگداز
دست وپائی می زنیم
در راستایِ مرگِ خود
محو می گردیم لرزان
در قعرِ این دریایِ نیاز
لیک نیک
در سیرِ کیهانِ کهن گر بنگریم
مرهمی یابیم مَر جان
در گرمایِ چشم و قلبِ باز

۞۞۞

Rotenburg an der Fulda
چهارم دی ماه هزار و سیصد و نود و دو

۞۞۞

نسخه برای چاپ

حکایت

گردون

تقدیم به مهشید و فریبرز


آتشِ درون سینه ام

.ارمغانی برای توست
،آتشی ست از گذشته و گذشتگان
.در جانِ من جهانی جوان شُدست

سبزبرگی و سُرایندگی
.در آتشِ روانِ روان ها رواست

آتشم را رخشان
.به آیندگان و دیگران رسان

۞۞۞

Rotenburg an der Fulda
نخستین روز دی ماه هزار و سیصد و نود و دو

۞۞۞

نسخه برای چاپ

گردون

درودی در بدرود

برای حسین وعیسی


درگذشت زندگان
بویژه نزدیکان و عزیزان
،یادآور بدایت و نهایت ماست
تمنّائی در تنهائی
و فراخوانی تسلّی بخش
به چشیدن شیرهء زندگی
آمیزش و آزمایش
پرورش و پالایش
سرود و سازندگی
.آنچنان که سزاوار هستی باشد

۞۞۞

Rotenburg an der Fulda
بیست و سوّم آذر ماه هزار و سیصد و نود و دو

۞۞۞

نسخه برای چاپ

درودی در بدرود

یلدا

شکفتنِ گلخنده های کودکان
مطلعِ روشنِ بهار
مرغزارِ زیبائی و ژاله ها

رقصِ ذهنِ عاشقان
از حضورِ یار
کالهء امید و شراره ها

اشکِ شوقِ شاعران
در سپاسِ فکر و کار
زهدانِ شور و ستاره ها

۞۞۞

Rotenburg an der Fulda
بیستم آذر ماه هزار و سیصد و نود و دو

۞۞۞

نسخه برای چاپ

یلدا

خورشیدت را نظاره گر باش

برای سیما

جنگل و شهر
.زنده و ناپیدا
دریایِ ابر
گسترده، آرام
و آنچنان نزدیک
که گوئی می توان
.دستی به نوازش دراز کرد
در دوردست
شفق
.خمخانهء رنگ
پلکهایم امیدوار، سبکبار
.هماغوش می شوند
از سرودِ خورشیدِ درون
.سرشار می شوم

۞۞۞

Rotenburg an der Fulda
هفدهم آذر ماه هزار و سیصد و نود و دو