* "اختر به سحر شمرده یاد آر"


**به پیشواز شانزدهم آذر

روشنگری
نمودِ بارزِ مهرورزی است
چرا که آگاهی به تنهائی
به مسئولیت پذیری منجر نمی شود
و پیکارِ اجتماعی
بدون عشقِ عمیق به هستی
و محترم شمردن همه جانبهء زندگی
.گلشن به بار نمی آورد

۞۞۞

Rotenburg an der Fulda
دوّم آذر ماه هزار و سیصد و نود و دو

۞۞۞

(*)

:برگرفته از این شعرِعلی اکبر دهخدا می باشد، که در سوگِ جهانگیرخان صوراسرافیل سروده شده است

ای مرغ سحر چو این شب تار
بگذاشت ز سر سیاهکاری
وز نفحهء روح بخش اسحار
رفت از سر خفتگان خماری
بگشود گره ز زلف زر تار
محبوبه نیلگون عماری
یزدان به کمال شد پدیدار
و اهریمن زشتخو حصاری
یاد آر ز شمع مرده یار آر

ای مونس یوسف اندر این بند
تعبیر عیان چو شد تو را خواب
دل پر ز شعف لب از شکر خند
محسود عدو به کام اصحاب
رفتی بر یار و خویش و پیوند
آزاد تر از نسیم و مهتاب
زان کو همه شام با تو یک چند
در آرزوی وصال احباب
اختر به سحر شمرده یاد آر

چون باغ شود دوباره خرّم
ای بلبل مستمند مسکین
وز سنبل و سوری و سپرغم
آفاق نگارخانهء چین
گل سرخ و به رخ عرق ز شبنم
تو داده ز کف قرار و تمکین
زان نوگل پیشرس که در غم
ناداده به نار شوق تسکین
از سردی دی فسرده یاد آر

ای همره تيه پور عمران
بگذشت چو اين سنين معدود
و آن شاهد نغز بزم عرفان
بنمود چو وعد خويش مشهود
وز مذبح زر چو شد به كيوان
هر صبح شميم عنبر و عود
زان كو به گناه قوم نادان
در حسرت روی ارض موعود
بر باديه جان سپرده ياد آر

چون گشت ز نو زمانه آباد
ای كودك دورهء طلائی
وز طاعت بندگان خود شاد
بگرفت ز سر خدا خدائی
نه رسم ارم نه اسم شدّاد
گِل بست زبان ژاژخائی
زان كس كه ز نوك تيغ جلاد
مأخوذ به جرم حق ستائی
تسنیم وصل خورده ياد آر

(**)
برای بزرگداشت جنبش دانشجوئی و گرامیداشت دلاوران احمد قندچی، آذر (مهدی) شریعت‌رضوی و مصطفی بزرگ‌ نیا

۞۞۞

نسخه برای چاپ

اختر به سحر شمرده یاد آر

دگردیسی

برای گلِ نار

مداد
به دادخواهی
.قد برافراشت
ذّرات وجودش
.درجهان پخش شد

کاغذ
در روشنگری
.روان شد
بال درآورد و
.اوج گرفت

دستانم
در مهرورزی
چون شتافتند
.شکفتند
از یکی
شاخهء نسترنی برآمد
.میزبان زنبورها و پروانه ها
دیگری
چشمه ای شد
.آبشخوردِ جوجه ها

۞۞۞

Rotenburg an der Fulda
دوّم آذر ماه هزار و سیصد و نود و دو

۞۞۞

نسخه برای چاپ

دگردیسی

سیاه، سپید، آبی

تقدیم به فریبرز


سیر در سماوات

صراحیِ سیاهی
سازِ سکوت
سؤال
سنجش
صبوحِ سپیده
آموختن از آب
آمیزش و آزمایش
آبادانی
آواز
ساقهء سپیدبختی
سبویِ سبکبالی
سیر در سماوات

۞۞۞

Rotenburg an der Fulda
بیست و پنجم آبان ماه هزار و سیصد و نود و دو

۞۞۞

نسخه برای چاپ

سیاه، سپید، آبی

بی پیرایگی


آرمیده در نرمایِ نگاهِ نغمه سایِ تو

بر سریرِ سبزِ دیدگانت، ای نازنین

پیرِ نوآورِ پاک اندیشِ پویایِ خیرخواه

می کُند تعبیر و می کِشد به تصویر

خوشهء پروینِ رؤیاهای خواب و بیداری تو را

می کشاندت به کهکشانِ بیکرانهء کلام

می سرایدت نویدِ بی پیرایگی و سرزندگی

می دمد نسیمِ مشکبارِ سادگی و سازندگی

۞۞۞

Rotenburg an der Fulda
دوازدهم آبان ماه هزار و سیصد و نود و دو

۞۞۞

نسخه برای چاپ

بی پیرایگی

(پیوند (٢

در این جهان بیکران
نگاهی ژرفم آرزوست
به سوی خویش و دیگران
برای درکِ واقعه

به سوی شکسته ها، زِ هم گسسته ها
به سوی کوثر و کویر
به سوی رسم ها و خصم ها
به رغم دریغ ها، دروغ ها
برای فهمِ فاصله
به سوی شنیده ها و دیده ها
به رغم سراب ها، فریب ها
به سوی خستگان، ز راه ماندگان
به سوی رهروان، ز بند جستگان
میان خنده ها، سرشک ها
به شوق التیام دردها
برای وصلِ نسل ها

در این جهان بیکران
نگاهی ژرفم آرزوست
به سوی خویش و دیگران
برای عشق و عاطفه

۞۞۞

Rotenburg an der Fulda
دوازدهم آبان ماه هزار و سیصد و نود و دو

۞۞۞

نسخه برای چاپ

(پیوند (٢