شترمرغ

برای زنده یادان احمد کسروی و علی دشتی

شترمرغ را گفتند
چرا بار نمی بری؟
!گفت: ای بیخبران من مرغم
پرسیدند: پس چرا نمی پری؟
!گفت: آه از شما ابلهان
نمی بینید که من شترم؟

داعیان دین
ضامنان ظلمت
چه از جنس روحانی
چه از رنگ سلطانی
این دست پروردگان دستگاه دروغ و دغل
شترمرغوشانی هستند غریب و مردم فریب
مدهوش و سرمست از چماقی خردستیز دردست
که آنرا کلام چیزکی خوانند
که خدایش دانند
و حرف خدایشان
نظر و نگاهی پرسشگر را نتابد
زمانیکه نشانشان دهی
که آن کلام را کاستی و کژی تا به کجاست
فغانی برآورند گوش خراش و لب دوز
که تحریف کلام ناب خداوندگارشان
همانا کار انسانهاست
و این تحریر را تفسیری نوین باید
بدینسان هزاران سال این کریه منظر پابرجاست
این تطویل کلاف صدپیچ خشک مغزی
این تسلسل سیاهکاری و سفیه پروری
داد من از مجهول مجنونشان نیست
داد من از فکر کور خیل انسانهائیست
که مغزشان جولانگاه و پذیرای این شترمرغان آشکار و ناپیداست
و چون این سکّهء شوم را بنگری از سر تدبیر
چهرهء ظالم را بر آن بینی
بچرخان سکّه را
برروی دیگرش رخ ظلمت پذیران جهان پیداست

۞۞۞
یازدهم تیر ماه هزارو سیصدو نود
Rotenburg an der Fulda

Kommentar verfassen

Trage deine Daten unten ein oder klicke ein Icon um dich einzuloggen:

WordPress.com-Logo

Du kommentierst mit Deinem WordPress.com-Konto. Abmelden / Ändern )

Twitter-Bild

Du kommentierst mit Deinem Twitter-Konto. Abmelden / Ändern )

Facebook-Foto

Du kommentierst mit Deinem Facebook-Konto. Abmelden / Ändern )

Google+ Foto

Du kommentierst mit Deinem Google+-Konto. Abmelden / Ändern )

Verbinde mit %s