نامه های در راه مانده، شمارهء یک

توضیح: نوشته آمیخته ای از واقعیتات و تصّوراتست، چرا که در آنزمان قرار بود به صورت نامه بدست دوستی در ایران برسد، که هرگز نرسید. به هنگام بازنویسی نوشتهء نخستین تغییری صورت نگرفته است. نامه منجمله اشارتی به قتلهای زنجیره ای و انسانهای شریف و خردمندی که در آن میانه جان دادند دارد

۞۞۞

هر وقت که یادم می آید که با برلین چگونه آشنا شدم، دلم سخت میگیرد، متأثر میشوم، اندوه بزرگی سراسر وجودم را دربرمیگیرد و آهِ صد افسوس گلویم را به آتش میکشاند. اگر زنده بود میتوانست امسال صدمین سالگرد تولدش را جشن بگیرد. دوازده سال است که در جمع ما نیست

شخصیّت متفاوت و جالبی داشت. یکبار هم به ایران سفر کرده بود. اگر اشتباه نکنم سال ١٩٧٧ میلادی از تهران، شیراز، اصفهان و مشهد دیدن کرده بود. بعدها به رامین گفته بود که چگونه از دیدن زائران دچار ترس و وحشت شده، اضطراب سهمگینی که بعد از حوادث ١٩١٧ میلادی دیگر در خود ندیده بوده است

از هر گونه تعصّب بیزار بود. معتقد بود که در آن واحد چند حقیقت میتوانند در کنار هم وجود داشته باشند و بهمین دلیل تا مغز وجودش پلورالیست بود. از شنیدن اینکه شخص یا گروهی مدّعی کشف حقیقت ناب و مطلق و یافتن راه حلّ غائی شده است سخت آشفته خاطر میشد

استدلالش هم بسیار ساده بود. میگفت اگر زمانی معتقد شوی که به راه حلّ نهائی دست یافته ای چه خواهی کرد؟ آیا برایت حدّ و مرزی در رابطه با قیمتی که حاضری بپذیری تا به نتیجهء دلخواه برسی وجود خواهد داشت؟

اگر این تصوّر را داشته باشی که میتوانی انسانها را به شرایطی سرشار از خوشبختی، خلّاقیت، عدالت و توازن برسانی از پرداخت کدامین بها ابائی خواهی داشت؟

چون معتقدی که از راه رسیدن به این بهشت و مدینهء فاضله آگاهی داری پس احتمالاً فرض میکنی که میدانی که قافلهء بشریّت را در چه سمت و سوئی باید به حرکت درآورد، آخر مگر نه اینکه تو قافله سالار مدبّر و آگاهی! و قطب نما را هم در اختیار داری. افراد قافله از آنچه که تو میدانی آگاهی ندارند، بنابراین نباید در تعیین مسیر قافله فضولی بکنند

اگر قرار بر این باشد که مردمان در اسرع وقت به سرزمین موعود برسند، پس تو حق داری که برایشان تصمیم بگیری و تعیین کنی که آنها را چگونه به سرمنزل سعادت برسانی. شاید آنها به تو بگویند که سیاستی دیگر آنها را خوشبختتر و آزادتر خواهد کرد و آنها قادر خواهند بود که راحتتر نفس بکشند. امّا تو به خوبی میدانی که آنها دچار اشتباهند؛ تو دقیقاً و بهتر از خود آنها میدانی که به چه احتیاج دارند؛ تو کاملاً و با شفّافیت خورد کننده ای نیاز بشریت را درک کرده ای و از راه رسیدن به رستگاری و نجات آگاه هستی

اگر افراد قافله، به زعم تو، از روی جهل و یا پلیدی در مقابل تو به مقاومت بپردازند، تو باید این مقاومت را ار بین ببری؛ مگر نه اینکه تو ناجی بشریّت هستی؟ بنابراین این حق را هم داری که صدها هزار نفر را هم سرکوب کنی تا بتوانی میلیونها نفر را برای همیشه به سعادت و خوشبختی برسانی

آری، تو به عنوان قافله سالار آگاه، دوربین و مجهّز به قطب نما باید با عزمی راسخ قدم برداری و جمعی را که غرض ورزانه سد راه پیشرفت کاروان بشریّت هستند قربانی کنی این منطق برلین باعث میشد که او از متعصبینی که خود را ناجی انسانها میدانند پرهیز کند

از اصل مطلب دورافتادم. نوشته بودم که هر وقت که بیاد چگونگی آشنائی با برلین می افتم دلم صد تکّه خون میشود. با محمّد بودم، دربارهء برخورد با دیگری و انسان در شعر معاصر ایران مطلبی داشت. در ضمن گفتگو از برلین هم یاد کرد. اوّلین باری بود که اسم او را میشنیدم

بعدها سراغ کتابهایش را گرفتم و متوجّه تیزهوشی محمّد شدم، چه انسان شریفی بود. در ادامهء بحث از جعفر و چند نفر دیگر هم صحبت بمیان آمد. هر کدام در زمینه ای به تحقیق و مطالعه مشغول بودند، ترجمه میکردند،     می نوشتند و به دور از هیاهو و غوغا بذر روشنی را ارزانی زمین میداشتند

حالا که نگاه میکنم محمّد، جعفر و یارانشان را بزیر خاک کشیده شده میبینم و رامین هم که بعد ازآن فاجعه به غربت پناه آورده است. همانطوری که برلین توضیح داده بود این انسانهای شریف فضولی زیادی کرده بودند و   می بایستی تاوانش را هم بپردازند

تعصّب از هیچ چیز بیشتر از تفکّر دچارترس و وحشت نمیشود

یاد این عزیزان همواره زنده و گرامی باد

تاریخ نگارش: هفتم شهریور ماه هزار و سیصد و هشتاد و هشت

Kommentar verfassen

Trage deine Daten unten ein oder klicke ein Icon um dich einzuloggen:

WordPress.com-Logo

Du kommentierst mit Deinem WordPress.com-Konto. Abmelden /  Ändern )

Google Foto

Du kommentierst mit Deinem Google-Konto. Abmelden /  Ändern )

Twitter-Bild

Du kommentierst mit Deinem Twitter-Konto. Abmelden /  Ändern )

Facebook-Foto

Du kommentierst mit Deinem Facebook-Konto. Abmelden /  Ändern )

Verbinde mit %s